تبليغاتX
"نون خور های اضافی"

"نون خور های اضافی"

کوچه بن بست ما توی طرح بود...

تهه از خود راضی بودن!

این شعرو قبلا توی وبلاگ شخصی ام یعنی چرت و پرت های بامزه تغییر دادم ولی یه بار دیگه یه جور دیگه تغییر دادمش که این بار اینجا می نویسم:

دخترای همکلاسو نمی خوام/

دخترای آس و پاسو نمی خوام/


دختر فاسد شهر همدان/(برای جور در اومدن قافیه نوشتم همدان)

اون که جاش تو ماشیناسو نمی خوام/

دختر یه کمی شیطون نمی خوام/

دختر خیلی پریشوون نمی خوام/

جوات مخفی ،جوات پنهووون نمی خوام/

من تورو می خوام ،تورو می خوام ،اونارو نمی خوام/

جیگرم تویی ،تو میدونی هوارو نمی خوام/

بی من،تو، چیزی از عالم نمی خوای/

من فرشته ام توآدم نمی خوای/

میدونم خیلی زیادم واسه تو/

همیشه عادتته،کم نمی خوای/

از هیچ کس یه عشق تازه نمی خوای/

اون پسر که دختربازه نمی خوای/

تو فقط می خوای منو داشته باشی/

واسه اینم اجازه نمی خوای/

پسرای بی کلاسو نمی خوای/

آدمای بی حواسو نمی خوای/

پسر خوشگل شهر پریا ، /

اون که جاش که تو قصه هاسو نمیخوای/

پسرای کر یا کورو نمی خوای/

مهمونی ، پارتی، یا سورو نمی خوای/

واسه خاطرم میری ، گل می چیینی/

ماه تو منم ، جونو نمی خوای/نه نمی خوای... .

به وبلاگ شخصی ام هم اگه دوست داشتین که خوشحال بشم سربزنین:
چرت و پورتهای بامزه

تا سه شنبه ی آینده...

بای تا های...(بهمن)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/01ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

"شايد يک روزي زمين قل بخورد و به گوشه اي پرتاب شود"

"شايد يک روزي زمين قل بخورد و به گوشه اي پرتاب شود"
کسي گفته بود زلزله مي آيد.از کس ديگر شنيده بود.او هم از کس ديگري.....
خيابان تاريک را قدم ميزدم.حتي کورسويي هم موج نميزد.همه گريخته بودند.....
خنده ام گرفت....سيگار ميکشيدم....تلفن زنگ ميزند....صداي لرزاني مرا به گريز مجبود کرد....
يک ساعت بعد در زد....گفتم سلام...بيا بالا....گفت نه....نگاهي به ماشينش انداختم ...خنده ام گرفت....هرچه که داشت و نداشت را بارش کرده بود....گفت فقط چيزهاي خيلي باارزش و ضروري ات را بردار....زود باش....دوروبرم را نگاه کردم...خنده ام گرفت....چيزهاي زيادي براي کول کردن داشتم....کشوي ميز را باز کردم .....چيزي در کيفم گذاشتم...از خانه زدم بيرون...سوار ماشين شدم...لبخندي زدم و گفتم بريم.....گفت پس وسيله هايت چه؟....چيزهايي که لازم داري....کيفم را باز کردم....باارزش ترين چيز زندگيم را نشانش دادم....پاکت سيگار و فندکم را....عزيزترين چيز زندگيم را...

شرر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/30ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

دانلود

قسمت دانلود آهنگ نون خورهای اضافی هم راه افتاد.

صفحه پنجم نون خورهای اضافی دانلود آهنگ

شرر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/29ساعت 4  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

عاشقانه

هنگامی که سرما تن عریانش را به آغوش می کشید

و باد از لای لباس تنگ او سینه هایش را سخت می فشرد

و باران لبهایش را بر لبهایش گذاشته می مکید

و زمین از شهوت اورا بروی خود می کشید

روسپی خود را به دست آخرین هوس می سپرد

عاشقانه با خاک در آمیخت  و مرد

نویسنده  مهدی 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/28ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

آموزش

سلام

Spyware چيست؟ 
Spyware يك نام كلي براي برنامه هايي است كه رفتارهاي مشخص انجام مي دهند مثل نمايش آگهي هاي تبليعاتي، جمع آوري اطلاعات شخصي يا تغيير تنظيمات كامپيوتر شما كه معمولا" بدون كسب مجوز اجرا مي شوند. ممكن است نرم افزارهاي ناخواسته يا Spyware در كامپيوتر خود داشته باشيد اگر:
تبليغاتي را مي بينيد كه به صورت POPUP باز مي شوند حتي زماني كه به اينترنت متصل نيستيد.
صفحه اي كه به محض بازشدن اينترنت اكسپلورر باز مي شود (صفحه پيش فرض IE شما) يا تغيير تنظيمات مرورگر اينترنت بدون اطلاع شما تغيير پيدا كرده است.
يك Tool bar جديد كه شما قصد نصب آن را نداشتيد درExplorer ديده مي شود و خلاص شدن از آن راحت نيست و پس از پاك كردن يا حذف آن دوباره مشاهده مي شود.
كامپيوتر شما براي تمام كردن و اجرا يك عمل بيشتر از سابق وقت صرف مي كند.

Spyware اغلب از طريق نرم افزارهايي منتقل مي شود كه آگهي هاي تبليغاتي را نمايش مي دهند يا نرم افزارهايي كه اطلاعات حساس يا شخصي شما را رديابي مي كنند. البته اين به معني اين نيست كه هر آگهي تبليغاتي يا هر نرم افزاري مخرب است. مثلا" شما براي دريافت فايل هاي موسيقي در يك سايت فرم ثبت نام را پر مي كنيد اما براي دريافت سرويس هاي مختلف اين سايت مجبور به دريافت آگهي هاي تبليغاتي نيز هستيد اگر موقع نصب با كليه موارد توافق كنيد پس بايد توجه داشته باشيد كه امكان حضور آگهي هم در كامپيوتر شما وجود دارد و شما اجازه داده ايد. كه آن سايت فعاليت هاي شما را زماني كه در اينترنت هستيد پيگيري كند.

نوع ديگر برنامه هاي ناخواسته آنهايي هستند كه تغييراتي روي كامپيوتر شما ايجاد مي كنند كه باعث كند شدن ،خراب و restart شدن سيستم مي شود. اين برنامه ها مي توانند صفحه اول يا پيش فرض Internet Explorer كامپيوتر شما را تغيير بدهند و يا ابزارهاي مختلف در جستجوگر كامپيوتر شما اضافه كنند كه شما اصلا" تمايلي به نصب آنها نداشته ايد. اين برنامه ها اغلب به گونه اي نصب مي شوندو يا تغييراتي ايجاد مي كنند كه برگرداندن كامپيوتربه حالت قبلي يا به حالت اصلي سيستم گاهي غير ممكن مي شود اين نوع برنامه هاي نا خواسته هم Spyware ناميده مي شوند. نكته اصلي در

همه اين موارد اين است كه شما يا كسي كه با كامپيوتر شما كار مي كند دانسته يا ندانسته براي نصب چنين برنامه هاي موافقت خود را اعلام مي كنيد.


يكي از روشهاي آلوده شدن به Spyware، نصب همزمان آن با برنامه هاي ديگري است كه شما واقعا" قصد نصب آنها را داريد،مثل برنامه هاي به اشتراك گذاري فيلم ياموسيقي هرزمان كه برنامه اي را نصب مي كنيد مطمئن باشيد كه تمام موافقت نامه هاي مرتبط و همچنين مستندات آن نرم افزار را به دقت مطالعه كرده ايد.


نشانه هاي Spyware
اگر هر يك از موارد زير را در كامپيوتر مشاهده كرديد احتمال وجود Spyware يا ديگر برنامه هاي ناخواسته ُ نصب شده وجود دارد.
مشاهده آگهي هاي تبليغاتي در تمام مدت
بعضي از برنامه هاشما را با آگهي هاي تبليغاتي بمباران مي كنند كه اصلا" ربطي به سايت هائي كه شما در حال مشاهده آن هستيد ندارد و بصورت POPUP دائما" روي صفحه مونيتور باز مي شوند اگر به محض متصل شدن به اينترنت POPUP هاي متعدد مي بينيد به احتمال بسيار زياد آلوده به Spyware هستيد.

تنظيمات كامپيوتر شما تغيير كرده و نمي توانيد آن را به حالت اوليه برگردانيد.
بعضي از برنامه هاي ناخواسته قابليت تغيير پارامترهاي كامپيوتر شما را دارند به اين معني كه مي توانند صفحه home page شما را به صورت پيش فرض روي لينك خاصي قرار داده ايد تغيير دهد و يا اگر بخواهيد Search انجام دهيد صفحه اي را مشاهده مي كنيد كه قبلا" نديده بوديد و گاهي ممكن است متوجه شويد كه تغييراتي كه در كامپيوتر داده ايد ثبت نشده و مجددا" با شرايط قبلي كار مي كند.

مرورگر اينترنت شما حاوي ابزارهايي است كه شما هيچ گاه نصب نكرده ايد.

Spyware مي تواند در مرورگر اينترنت شما Tool bar هاي مختلفي ايجاد كند حتي اگر بخواهيد اين Tool bar را حذف كنيد ممكن است موفق نشويد.

بعضي از Spyware ها در ظاهر كار بخصوصي انجام نمي دهند ولي تمام فعاليت هاي خود را پنهاني انجام مي دهند و تنها چيزي كه شما را مشكوك مي كند كندي بيش ازحد معمول، مشغول بودن CPU، مراجعه بي دليل به ديسك سخت، و يا خرابي در اجراي يك برنامه خاص كه قبلا" بدون اشكال انجام مي شد است كه حاكي از وجود Spyware و فعاليت آن در پشت صحنه ُ فعاليتهاي كامپيوتر شماست.

چگونه از شر Spyware خلاص شويد:



بسياري از برنامه هاي نا خواسته مثل Spyware ها به گونه اي طراحي شده اند كه به آساني پاك نشود. اگر بخواهيد آنها را مثل برنامه هاي ديگر پاك كنيد بعد از روشن شدن مجدد كامپيوتر برنامه دوباره ظاهر مي شود. اگر براي پاك كردن نرم افزارهاي نا خواسته دچار مشكل هستيد ممكن است نياز به ابزاري داشته باشيد كه بايد از اينترنت دريافت كنيد. بسياري از شركت هاي كامپيوتري برنامه هاي مجاني و يا بسيار ارزان پيشنهاد مي دهند كه كامپيوتر شما را چك مي كنند و برنامه هاي خراب يا Spyware را پاك مي كند.

بعضي از ISP ها نرم افزارهاي ضد Spyware در بسته بندي هاي نرم افزاري خود ارائه مي كنند. اگر ISP شما ابزار خاصي ارائه نمي كند برنامه هاي مختلف را بررسي كنيد و يا از دوستان و آشنايان مورد اعتماد در خصوص برنامه هايي كه آنها استفاده مي كنند سوال كنيد. البته بعد از نصب ضد Spyware اغلب نرم افزار هاي بدون پول دريافت شده از اينترنت شما كار نخواهد كرد.

از بين بردن Spyware

1- يكي از ابزارهاي مجاني كه در اين ليست به آن اشاره شده را اجرا كنيد Lavasoft Ad Aware يا Spybot Search & Destroy

2- از اين ابزار براي اسكن كامپيوتر خود استفاده كنيد تا تمام Spyware ها يا برنامه هاي ناخواسته را پاك كنيد

3- فايلهاي خراب يا برنامه هاي مخرب پيدا شده را بررسي و بازرسي كنيد

4- فايلهاي مشكوك رابراي پاك كردن علامت گذاري كنيد و ازهمان ابزارها براي پاك كردن آنها استفاده كنيد

جلوگيري از Spyware

Spyware ها وارد حريم خصوصي كامپيوتر شما شده و شما را با POP-UP هاي مختلف بمباران مي كنند و باعث كم شدن سرعت و يا حتي خراب شدن كامپيوتر شما مي شود. در زير به چند روش جلوگيري از خطرات Spyware اشاره شده است.

مرحله 1 : نرم افزار خود را به روز آوري كنيد:

اگر از ويندوز XP استفاده مي كنيد يك روش جلوگيري از وجود خطرات Spyware اطمينان از به روز بودن تمام نرم افزار است ابتدا از طريق Windows Update مطمئن باشيد كه تمام اصلاحيه هاي ويندوز را دريافت كرده ايد و وضعيت اتوماتيك به روزآوري اصلاحيه ها را انتخاب كنيد.

مرحله 2: تنظيم كردن پارامترهاي مرورگر اينترنت:

قسمت امنيتي Internet Explorer را به گونه اي تنظيم كنيد كه نحوه دريافت و مقدار دسترسي به اينترنت را به خوبي كنترل كند. اگر از ويندوز XP يا SP2 استفاده كنيد مرورگر اينترنت شما به اندازه كافي در مقابل Spyware محافظت شده است.

براي بررسي وضعيت فعلي امنيتي مرورگر اينترنت خود Option هاي IE بررسي كنيد.

مرحله3: از يك فاير وال استفاده كنيد:

با توجه به اينكه اغلب Spyware ها به همراه برنامه هاي مورد نياز شما نصب مي شوند نصب يك ديواره آتش ضروري است. اين عمل باعث مي شوند هكر ها نتواند به راحتي در سيستم شما نفوذ كنند. براي دريافت ديواره آتش خوب مي توانيد از لينك زير استفاده كنيد :

http://www.sgnec.net/Trustix.asp#PF

مرحله 4: دريافت فايلهايي كه به سلامت آنها مطمئن هستيد:

براي محافظت مناسب از كامپيوتر خود را مقابل Spyware رعايت چند نكته ضروري است:
برنامه هايي را كه مايل به download هستيد فقط از سايت هايي مطمئن بگيريد
تمام اخطارهاي امنيتي وتوافق هاي مربوط به مجوز شرايط اختصاصي سازي نرم افزاري را كه نصب مي كنيد به دقت بخوانيد
براي بستن يك پنجره كه باز شده هيچگاه كليد هاي "OK" و يا "Agree" را نزنيد بلكه علامت X قرمز رنگ را بزنيد.
تا آنجا كه امكان دارد از نصب برنامه هاي به اشتراك گذاري موسيقي و فيلم مجاني خوداري كنيد مگر اينكه مطمئن باشيد تمام اطلاعات لازم نصب نرم افزار را مي دانيد.
امیدوارم که لذت برده باشید

امین

+ نوشته شده در  جمعه 1384/08/27ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

خبر

کسی رو به زور نمیشه نگه داشت.من فقط سکوت میکنم.این وبلاگ مدیرنداره.ماهمه با هم همکاری میکنیم.

اینجا به هیچ کس توهین نشده.شاید نوعی کج فهمی.

در ضمن اگر کسی نمی خواهد کسی را اد کند مسئول من نیستم.؟؟؟هستم؟؟؟من روحم هم خبر نداره.اما رفتن علی علت دیگه ای داره که بماند و داره با این بهانه ماست مالی می کنه به قول معروف.

علی برای ما عزیز بود.وقتی خودش دوست نداره کاری از دست ما بر نمیاد.به هر حال....

امیدوارم با خاطره بد از ما جدا نشه.

"خبر"

۴ صفحه به وبلاگ "نون خورها "اضافه میشود.

لنگه کفش شامل خاطرات نون خورهای اضافی (حکایت روزهای صورتی) 

گاهی که دلمان میگیرد

صفحه چهارم نون خورهای اضافی کدهای جاوا

صفحه ۵ دانلود آهنگ(در دست ساخت)

"شرر"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/25ساعت 21  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

آخرین مزاحمت من

سلام به همگی

از این که تو این مدت مزاحمتون بودم منو می بخشید

من همیشه و همه جا دوستتون دارم و همیشه حتی وقتی که از وبلاگ رفتم شما رو دوستان خودم میدونم . به هر حال تو این مدت به من یکی خیلی خوش گذشت

من میخواستم به قول بهمن جون تا آخر خط باشم اما حالا فکر میکنم من به آخر خط در نون خور ها رسیدم دلیلش رو هم شرر خوب میدونه شاید هم خوب ندونه چون واسه اون که فکر میکنه نیست واسه اینه که ... اصلا ولش کنید ولی شقایق جون  آقا بهمن  اعظم خانم  آقا مهدی و امین جون  من اگه شما رو اد کنم ( که این کارو کردم ) شما به من اجازه اد نمیدید؟؟؟ اصلا من نه یکی از دوستاتون که تو یه وبلاگ هم با هم همکاری میکنید

رو همین حساب من احساس میکنم از طرف مدیر وبلاگ به من بی احترامی شده یا حداقل مزاحم هستم دوستای گلم یه وقت خدا نکرده از دست من ناراحت نشید ها به خدا من همتون رو دوست دارم حتی نون خورها جاش تو لینک های من محفوظ خواهد بود به غیر از نون خورها وبلاگ های شخصیتون رو هم لینک کردم من فقط میخوام مزاحم نباشم البته اینو خودم میدونم که من مزاحم شما نیستم و واسه همینم هست که همیشه دوستتون دارم اما خب مزاحم یه نفر که هستم و خب روز اول هم همون یه نفر منو آورد به وبلاگ و خب حالا هم نمیتونم با کسی کار کنم که منو عملا مزاحم میدونه چی بگم دلم خیلی پره فقط یه قولی بم بدید شقایق  بهمن مهدی  اعظم  امین بهم قول بدید که اولا از جدایی من  ناراحت نشید دوما دوستی ما سر جاشه و سوما به من حق بدید.

من مرتب بهتون سر میزنم چه نون خورها چه وبلاگ های شخصیتون . خب من امروز آپ میکنم چون بی انصافی میشه آخه امروز رو رو من حساب میکردید ولی خب هفته آینده به فکر یه دوست دیگه باشید منو هم خواننده همیشگی وبلاگتون بدونید

امروز از کی بنویسم آهان میخوام از ترانه ها و خوانندگانی بنویسم که از وطن و ایران میخونن البته تا حالا که طولانی شده اینم طولانی ترش میکنه ولی خب آخرین مطلب منه دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید

بخوان...برای ایران بخوان
بازخوانی مهم ترین ترانه ها برای ایران
  ترانه هایی که ایران را فریاد می زنند...و به وطن معنای تازه ای می بخشند...ایران ای مرز پرگهر...وطن پرنده پر در خون...از خون جوانان وطن لاله دمیده...ترانه هایی که کوه ترین آزاد مردان و آزاد زنان را می شکند  و بغض فرو خورده شان را بارانی می کند...
تلاش کرده ام در این مطلب موجز ، با هم مهمترین و تاثیر گذارترین ترانه هایی که با موضوع وطن و ایران سروده شده اند را باز خوانی کنیم:
از خون جوانان وطن ...
 نمی خواه این مطلب روند تاریخی داشته باشد...اما فکر می کنم نمی شود از ترانه های ملی و ناسیونالیستی گفت و به عارف اشاره نکرد.
 عارف قزوینی تا وقوع انقلاب ۱۹۰۵ در روسیه و متعاقب آن ، شکل گیری فضای سیاسی در فاصله زمانی ۱۹۰۵ـ۱۹۱۱ در وصف زلف و خط وخال یار می سرود:
چو ماه روی تو از زلف بیرون شد
قسم به موی تو بیزار ز آفتاب شدم
 اما وقوع فعل و انفعالات سیاسی از عارف یک معترض آتشین زبان ساخت...عارف به شکرانه وقوع انقلاب مشروطه اولین شعر ملی اش را می سراید:
پیام دوشم از پیر می فروش آمد
بنوش باده که یک ملتی به هوش آمد
هزار پرده ز ایران درید استبداد
هزار شکر که مشروطه پرده پوش آمد
یا :
ناله مرغ اسیر این همه بهر وطن است
مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من است
جامه ای کو نشود غرقه بخون بهر وطن
بدر آن جامه که ننگ تن و کم از کفن است
 اما عارف کم کم زبان به اعتراض می گشاید:
همتی ای خلق اگر ایران پرستید
از چه در این مرحله ایمن نشستید
منتظر روزی از این بدتر هستید
و...
 عارف ترانه به یادماندنی از خون جوانان وطن را در سوگ دلاوران مدافع تبریز سرود:
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از قامت سرو قدشان سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

چه کج رفتاری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ

خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانه ویران
یارب بستان داد امیران ز امیران

چه کج رفتاری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ

ای ایران ...ای ...
 داستان سروده شدن ترانه ای ایران ، روایت جالبی است. می گویند که در زمان اشغال ایران توسط متفقین حسین گل گلاب ، تصنیف سرای معروف آن زمان روزی در خیابان شاهد سیلی خوردن یک افسر ایرانی از یک سرباز ساده انگلیسی می شود و بلافاصله تحت تاثیر این واقعه به استودیوی موسیقی روح الله خالقی می رود و در همان حال از غلامحسن بنان کاغذ و قلم می خواهد و. در حالی که چشمانش از اشک تر بوده ای ایران را می سراید...ظرف یک هفته خالقی موسیقی ترانه را می نویسد و بنان نیز آن را جاودانه می کند...با این وصف عجیب نیست که این ترانه چرا این اندازه مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد:
 
ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

 

سنگ کوهت درّ و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم

بر گویی مهر تو چون کنم

تا گردش جهان دور آسمان بپاست

نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

 

ایران ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم

مهر اگر برون رود تهی شود دلم

مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

داریوش ...فرزند ایران
بازم تاکید می کنم که نمی خواهم این مطلب سیر تاریخی داشته باشد...پس اجازه بدهید به ترانه های ملی ای بپردازیم که داریوش اقبالی آن ها را خوانده...داریوش از این نظر پرکارترین خواننده تاریخ معاصر ایران بوده است...
 بگو به ایران ، تاثیز گذارترین ترانه ای است که داریوش در این زمینه خوانده است.ایرج جنتی عطایی این ترانه را سروده و واروژان بر اساس آهنگی از خوزه فلیسیانو ، موسیقی این ترانه را تنظیم کرده:
وطن پرنده پر در خون
وطن شکفته گل در خون
ووطن فلات شهید و شمع
وطن پا تا به سر خون

وطن ترانه زندانی
وطن قصیده ویرانی
ستاره ها اعدامیان ظلمت
به خاک اگر چه میریزند
سحر دوباره برمی خیزند

بخوان که دوباره بخواند...این عشیره زندانی
گل سرودن شکستن را
بگو که به خون می سراید...این قبیله قربانی
حرف آخر رستن را
با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر

با ما تبار فدایی
با ما غرور رهایی
به نام آهن و گندم
که اینک ترانه ی آزادی
که اینک سرودن مردم
و...
البته داریوش پیش از این با خواندن ترانه جاودانه بوی گندم به همراه شهیار قنبری ـ ترانه سرا ـ طعم زندان را چشیده بود:
اهل طاعونی این قبیله مشرقی ام
تویی این مسافر شیشه ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه...پوست تو از مخمل صبح
رختم از تاول تن پوش ِ تواز پوست پلنگ

بوی گندم مال من ...هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من...هر چی می کارم مال تو

تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازه ی تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقه گندم ..تن تو
تن ماتشنه ترین تشنه ی یه قطره آب

بوی گندم مال من ...هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من...هر چی می کارم مال تو

شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر ...تن من ریشه سخت
تپش عکس یه قلب مونده اما رو درخت

بوی گندم مال من ...هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من...هر چی می کارم مال تو

نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم
تو اخه مسافری خون رگ این جا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه
حالا با هر کی که هست هر کی که نیست داد می زنم

بوی گندم مال من ...هر چی که دارم مال من
یه وجب خاک مال من...هر چی می کارم مال من

( این ترانه را همین طور که داشتم گوش می کردم ..تایپ کردم...داره گریه م می گیره...)

حاصل همکاری داریوش با ترانه سرایانی مثل جنتی عطایی و اردلان و شهیار در خوانش ترانه های ملی به این جا ختم نشد...
داریوش روی موسیقی داوود بهبودی و ترانه ایرج با من از ایران بگو و خانه سرخ است، روی موسیقی عارف قزوینی ، جنگل جاری،روی ترانه شهیار، زندونی و ... را خواند.
 آلبوم ۸۲ داریوش را هم می توان یک مجموعه کامل از ترانه های ملی نامید.
 آذرآبادگان ، حرکت، رازقی و از همه مهم تر دوباره می سازمت وطن که حالا در حد یک سرود ملی همه گیر شده ( روی ترانه سيمين بهبهانی و موسیقی خود داريوش) نشان می دهد که داریوش در ادامه روند ۳۰ ساله خود در خوانش ترانه های ملی تا چه اندازه موفق بوده است.
  فرهاد از وطن می خواند
 فرهاد با این که هیچ گاه در وطن روی خوش و روز آرامش ندید اما با این حال دو ترانه جاودانه در مورد وطن خواند...
هر دوی این ترانه ها در البوم خواب در بیداری موجود است:
 تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم با شعری از شفیعی کدکنی و ای کاش آدمی وطنش را...با شعری از مارگوت بیگل :
 ای کاش آدمی وطنش را
همچون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست
 
در روزهای آخر اسفند...

 فرهاد اینک در گورستان تیه در چند کیلومتری پاریس خفته است...دور از وطنش و ...( بازم احساساتی شدم!)

خلیج همیشه فارس
 برای این که این مطلب بیش از این طولانی نشود دوست دارم به یک ترانه دوست داشتنی دیگر هم اشاره کنم...این بحث را نمی بندم و در یک موقعیت دیگر آدامه اش می دهم(البته در وبلاگ شخصی خودم )
 ابراهیم حامدی که  اجرای (خانه سرخ است) او به نظر من بهتر از اجرای داریوش است ترانه ای دارد با نام خلیج فارس که به عقیده من یکی از زیبا ترین ترانه های ملی است که البته کمی مهجور مانده است ( حیف که ابی در کنسرت دوبی اش  این ترانه را اجرا نکرد...حیف)
 خلیج فارس را ترانه سرایی با نام عادل حسینی سروده ( اگر در مورد این ترانه سرا اطلاعاتی دارید برایم بنویسید لطفا) و محمد شمس بر آن موسیقی جاودانه ای ساخته:
 با هر نگاه بر آسمان  این خاک هزاربوسه می زنم
نفسم را از رود سپید و آسمان خزر و خلیج همسشگی فارس می گیرم
من عشقم رادر کوه گواتر در سرخس و خرمشهر به زبان مادری فریاد خواهم زد

تفنگم در دست و سرودم بر لب
همه ایران را می بوسم
من خورشید هزار پاره عشق را بر خاک وطن می آویزم
ای وارثان پاکی
من آخرین نگاهم ...بر آسمان آبی این خاک
و خلیج همیشگی فارس ، فارس...فارس..فارس خواهد بود
 

 دوستدار همیشگی شما :: محمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/25ساعت 17  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

عشق

مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام ميافتد .

دوري ، عشق را شدت ميبخشد و نزديكي ،قوت .

پيري مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودي مانع از پيريست .

هرگز ندا نستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم .

عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم .

عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم .

درحساب عشق يك +يك مساوي است با همه چيز و دومنهاي يك برابرهيچ .

عشق چيزي جزيافتن خويش در ديگران و شادكامي در شناخت نيست .

عشق همانند پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له ميشودو اگر سست بگيري ميگريزد .

عشق چون ميوه است. ممكن است خوب به نظرآيد اما تا وقتي كه نرسيده آن را گاز نزن .

عشق چون ساعت شني است . با خالي شدن مغز، قلب پر ميشود .

عشق غلبه خيال بر خرد است .

مرد به كرات عشق ميورزد ، اما كم . ولي زن به ندرت ،اما بسيار .

مردها همواره ميخواهنداولين عشق يك زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند .

تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقي است .

با عشق وشكيبائي چيزي ناممكن نيست .

عشق، قانون نمي شناسد ودوست داشتن ، اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است .

عشق ، معيارها را بهم مي ريزد و دوست داشتن برپايه ي معيارها بنا ميشود .

عشق ،ويران كردن خويشتن است و دوست داشتن ساختني عظيم .

عشق فوران مي كند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاري عظيم و دوست داشتن جاري ميشود چون رودخانه اي بر بستري با شيب نرم .

عشق ناگهان وناخواسته شعله ميكشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه مي گيرد .

عشق دق الباب نميكند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست .

سربزير نيست ،مطيع نيست ، عشق ديوار را باور نميكند، كوه را باور نميكند ، گرداب را باور نميكند، مرگ را حتي باور ندارد.

پس مواظب عشقتان باشيد.

اعظم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/25ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

من یه ایرانی هستم

من همش میگفتم :
من تا آخرش هستم...
حتی اگه همه برن و تنها بمونم...
تا آخر خط می مونم و نونخورها رو به بهترین وبلاگ ایران تبدیل می کنم...
اما توی این یکی دو روز خیلی فکر رفتن به سرم زد...
آخه اینجارو آخر خط می دونستم...
می خواستم امروز از همه خدافظی کنم
با دلایلی کاملا منطقی...
دلایلی که هرکس می خوندشون حق رو به من میداد...

باید بهتون بگم که من وشهرزاد جان عهد بسته بودیم که تا آخرش بمونیم حتی اگه یکیمون رفت اون یکی بمونه...

منم گفتم تا آخر خط می مونم...
الانم احساس می کنم که تا آخر خط هنوز چند سانتی متر مونده...

شاید بشه این فاصله رو زیادش کرد دوباره...
پس فعلا از گفتن دلایل منطقی ام خودداری میکنم...

بریم سر مطلبمون...!

دیروز،دانشکده،کلاس حسابداری صنعتی،۸تا۱۰صبح:

بعد از اینکه استاد حسابداری درسش رو تموم کرد،

شروع کرد به صحبت کردن درباره ی مسائل خارج از کتاب...

بحث ادامه یافته بود و...

ربط داده شد به اینکه ترک ها اونجوری که همه میگن نیستن!!

ــ استاد حسینی: بر خلاف تصور اکثر آدما،ترکها خیلی هم زرنگ هستن...
ــ یکی از خانوم ها(بچه ی تبریز):پس می خواستین خنگ باشن؟؟
ــ استاد :حتی خیلی از سیاستمداران و مجریان دولتمون هم ترک هستن...

ــ من: پس برای همینه که کشورمون هیچ وقت پیشرفت نمیکنه!!
(همه ی کلاس زدن زیر خنده و همون خانوم ترک یه نیگاهی بهم کرد که حسابی بوی انتقام میداد)!!!!

دیروز،دانشکده،کلاس عربی،ساعت ۱۰تا۱۲:
من منتظر یه تماس یا هم یه SMSبودم برای همین موبایلمو خاموش نکرده بودم...

به کلی یادم رفته بود که زنگ موبایلم در همون لحظه کدومه ....
یادم رفته بود که وقتی داشتیم با بچه ها آنگ فاطی بغلم کن رو گوش می کردیم  گذاشته بودمش واسه زنگش!!!!!

استاد عربیمون که حسابی سختگیر و بی جنبه و حزب الله هست جو معنوی به کلاس داده بود...

یه دفعه صدای فاطی فاطی یلند شد و همه زدن زیر خنده تا جایی که جا داشت خندیدن...

استاد در حالی که با چهره ی عصبانی و خشکش به من نزدیک میشد

ازم پرسید:اسم شما چیه؟؟

من:بهمن ژیان!

دختر تبریزی:اسفنده اسمش...!!!(بچه ها هم که دنبال بهونه ان که بخندن و زدن زیر خنده)

صدای خنده ها که کم شد استاد بهم گفت(یه جوری که همه شنیدن):

اگه اولیا ات یک اسم عربی،از اسمای معصومین روت گذاشته بودن،الان اینگونه مورد تمسخر قرار نمی گرفتی...

منم بهش گفتم: اینجا ایرانه...منم یه ایرونی هستم...بهمن هم یه نام ایرونیه... پس کسی که یه نام ایرونی رو مسخره میکنه،داره به طور غیر مستقیم،خودشو،فرهنگشو،اصالتشو،مسخره میکنه...
(عمدا به جای اسم گفتم نام که از واژه ی غریبه ی عربی استفاده نکرده باشم)

استاد هم شروع کرد به اراجیف سر هم کردن که نمی دونم زبون دینمونه ،کاملترین زبون دنیاس و از این حرفا...

من به عنوان یه مسلمون به دینم خیلی احترام می زارم...اما اینا به همدیگه هیچ ربطی نداره...

هنوز نفهمیدم که چرا یه ایرونی وقتی اسمش بیگانه باشه مورد تمسخر قرار نمیگیره ولی وقتی اسمش ایرونی باشه مورد تمسخر قرار می گیره...

ولی من همه ی اینارو بی فرهنگ بودن و فراموش کردن اصالت می دونم...

به نظر شما درسته که یه ایرونی رو اسم عربی روش بزارن؟؟؟

تا ۳شنبه ی آینده...
بای تا های...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/23ساعت 14  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

باز می گردم

من باز می گردم به امید آغوش باز نون خورهای اضافی
و به خاطر پیمانی که روز اول بستیم با این که اصلا شرایط خوبی ندارم
اما بر می گردم به این کوچه بن بست که خانه من است
آغوش باز کنید
تبصره1:هیچ یک از نون خورهای اضافی حق ترک این گروه را ندارند چون من اجازه نمی دم!

شرر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/23ساعت 1  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

محمد که دیگر نمی خواهد علی باشد

سلام    اینم آخرین مطلب من .

من که در این مدت خودم رو نمیشناختم و فکر میکردم اسمم محمد نیست بلکه علی هستم ولی خوشحالم که چه زود فهمیدم و غمگینم که چه زود همه چیز تمام شد

ولی یه چیزی

هر وقت یه نفر بهت گفت دوستت داره

تو دوستش نداشته باش

و هر وقت گفت عاشقت شده

تو عاشقش نشو

و اگه یه روز گفت همه زندگیش هستی

تو همه زندگیت رو به پاش نریز

چون همون یه روز بهت میگه که از تو متنفره

و اون روز تو نمیتونی بهش بگی که ازش متنفری

راستی من وقتی داشتم آخرین مطلبم رو میزاشتم با بهمن هم چت میکردم و خب یه حرف هایی بین ما رد و بدل شد که تصمیم گرفتم بمونم

پس من هستم تا آخرش

به زودی هم برنامه جدید وبلاگ رو براتون میزاریم

وبلاگ نون خورهای اضافی از این به بعد با شیوه جدید و منظم به کار خود ادامه میدهد

بدون شرر وشقایق 

در ضمن به زودی نفرات جدید معرفی خواهند شد

ما هستیم و زنده ایم حتی بدون ... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/22ساعت 14  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

آخرین مطلب شقایق

سلام دوستان عزیز!

متاسفانه منهم دیگه در این وبلاگ چیزی نمی نویسم تنها دلیل من شرر عزیزم بود و حالا که نیست نوشتن در این وبلاگ اصلا برام جالب نیست امیدوارم منو ببخشید در این مدت از اینکه در گروه شما بودم احساس رضایت می کنم. اما مطلب آخر:

مرغ شب پر می گشاید و بر دشت اندیشه مسکن می گیرد

در این دشت سبز صیادی به کمین نشسته و ....

حال

مرغ زخمی شب

با زخمی چرکین از دست صیاد روزگار به آشیان باز می گردد

بر دلش حسرت یک آه

از عطشی که می سوزاندش و در هستی اش شوق یک پرواز باقی میماند.

تیرگی بر خاطرش نقشی از غم می زند.

ساعتی با مرگ و تقدیر دست و پنجه نرم می کند و

در پایان جان می سپارد

و پس از مرگ او

سحر مرگ او را به سوگ می نشیند.

 

با آرزوی موفقیت برای تک تک شما عزیزان

شقایق

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/22ساعت 3  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

اگر بار گران.....

نظر این پست بسته هست.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/21ساعت 1  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی 

رقص در شب

رقص در شب شاهد اندوه بود

قصه گوی آن شب زیبا کسی بشکوه بود

یک نفر از جاده های آشنا

یک نفر با کوله باری از خدا

قصه آن شب خسی در باد بود

آرزویی پر شکوه از خداوند نی و فریاد بود

کای خداوند تمام زندگیم

آرزویم مرد او را زنده کن

خاطراتم در خزان افسرد

لحظه هایم یک به یک پژمرد

او را زنده کن

شهد شیرینش پس از تردید ما

خنده ای مغرور بود

یا که از اشک دو چشمان پریسان کسی در گور بود

شاهد رقص جدایی های ما

قاصدی از دور بود

قصه ی آن شب کسی در نور بود

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/08/20ساعت 23  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

تو کيستي و من کيستم
تو آينده هستي و من هيچم نيستم
من قاتل بي فرجام ديروز
تو از آينده فراتر هستي
فرياد بزن داد بکش
بگو
بگو به همه بگو
اي خداي فرضي بگو
آيا واقعا"هستي يا نيستي!!؟
دست تو ديگر رو شده
من شاکي او شاکي
همه شاکي...
باز هم مي گويي متهم نيستي
بس است ديگر
خدايا تو ديگر کيستي
دست شيطان را هم از پشت بستي
من که نمي دانم و نفهميدم کيستي
آيا تو خدا هستي!
اما اينجا جاي بسي تامل
آري فکر انديشه
که اگر روزي
خدا همان شيطان باشد
کافي است نظر شما ها چيست
مي دانم جوابتان چيزي جز اين نيست
"تو ديوانه اي بيش نيستي"

امین

+ نوشته شده در  جمعه 1384/08/20ساعت 1  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

نیروانا :: ششمین گروه برتر تاریخ راک

براي گروه هاي زيرزميني و مخصوصا گروه هايي كه ايده هاي جديد دارند و خواهان سبكهاي جديدي هستند آلبوم اول خيلي مهم مي باشد و موفقيت و يا شكست آنها در آلبوم اول مي تواند تا پايان كار همراه آنها باشد . گروههاي زيادي پس از فروش كم در آلبوم اول متلاشي شدند و گروههاي زیادی با آلبوم اول خود را به شهرت زیادی رساندند .

آلبوم اول ششمين گروه برتر تاريخ راك يعني نيروانا Bleach نام داشت كه با توجه به سبكي كه زائيده تفكرات كرت كوبين بود Grunge نام گرفت . این سبک هنوز براي مردم آشنا نبود و بسیاری آن را يك سبك ضعيف مي دانستند . اين آلبوم تقريبا به حدي فروش داشت كه پيش بيني مي شد فروشي كاملا معمولي .

اما در آلبوم دوم نيروانا كه در سال 1991 ضبط شد قضيه براي گروه كاملا تفاوت کرد . اين بار خيلي ها به اين آلبوم اعتماد نكردند و فروشي تقريبا نصف آلبوم اول داشت ولي شهرت نيروانا از يك كلوپ شنبه شبها شروع شد .

Nevermind آلبومي کاملا برتر نسبت به Bleach بود و هر 12 آهنگي كه در اين آلبوم قرار دارد را مي توان آهنگي قوي به حساب آورد و بايد قبول كرد كه بهترين آهنگ اين آلبوم Smells Like Teen Spirit بود كه شايد بتوان گفت هرچه نيروانا دارد از اين آهنگ است.

پس از اجراي اين آهنگ در آن برنامه ناگهان تقاضا براي اين آلبوم زياد شد و فروش اين آلبوم بقدري بالا رفت كه از رتبه صد و چهل و چهارمين آلبوم پرفروش به رتبه اول صعود كرد و فروش آن به حدي بالا بود كه حتي آلبوم جديد مايكل جكسن هم به زانو درآمد و باعث شد نيروانا گروه هميشه جاودان هنر موسيقي بماند .

روزي كرت كوبين و يكي از دوست دخترهايش درباره مسائل جوانها صحبت مي كردند كه گويا كرت خوش بو كننده بد بوئي! به خودش زده بوده و در حين مستي دوست دختر كرت برروي ديوار مي نويسد Kurt Smells Like Teen Spirit كه منظور از Teen Spirit در اينجا يك خوش بو كننده است كه قبايل آفريقايي از آن استفاده مي كنند و گويا بوي آن براي دوست كرت مطبوع نبوده ولي با توجه به حرف هاي قبلي بینشان ، كرت این آهنگ را می نویسد .

بعدها كرت در تور Live Tonight! Sold Out همين آهنگ را به صورت طنز اجرا كرد .

در آلبومي كه 2 سال بعد از مرگ كرت كوبين به نام نيروانا توليد شد و بخاطر آن پلي كه كرت كوبين در كودكي مجبور بود زياد شبها را در زيرش بگذراند و برروي رودخانه اي بود كه آن رودخانه Wishkah نام داشت و در واقع همين اسم مروري بر زندگي غمبار خواننده تواناي نيروانا بود و بعدها نيز خاكستر كرت در آنجا ريخته شد From The Muddy Bank Of Wishkah نام گرفت و در واقع شامل آهنگ هايي بود كه بصورت LIVE اجرا شده بودند , نسخه سرعتي از اين آهنگ را كه احتمالا نسخه اي ازكنسرت Live In Roma بود را شامل مي شد .

گروه هاي زيادي نيز اين آهنگ را كاور كردند كه هيچ كدام نتوانستند به قدرت نيروانا اين آهنگ را اجرا كنند. شايد بشود گفت كه سنگين ترين كار نيروانا همين آهنگ است

شاعر آهنگ : Kurt Cobain

گيتاريست : Kurt Cobain

خواننده : Kurt Cobain

بيسيست : Krist Novoselic بيسيست كرواتي الاصل كه او نيز با نيروانا معروف شد و اكنون در گروه Eyes Adrift بيس ميزنه.

درامر : Dave Grohl هنرمند تازه وارد به گروه بود كه صداي قشنگي داشت و الان هم در گروه Foo Fighters خواننده و گيتاريست ميباشد .

نیروانا
نوشته :: محمد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/19ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

بدون شرح

ش........

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/18ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

جوات(جفات)

صد دانه جوات      دسته به دسته
بی نظم و ترتیب    یک جا نشسته

هر جواتی هست    خوشحال و شادان
  ضبط  قرمزی        بر شانه ی آن

جوات ها را        چپوندن با هم
در پوششی سخت    در کنار هم
سرخ است و زیبا    از جوانان است
رنگش گوجه ای  نامش پیکان است

   اگزوزا  خفن       ترمزا باحال
رینگهای اسپرت  لاستیکا مارشال

پایونر، کنوود ، هر چی که میشه
  میزنن اونا      به پشت شیشه

دربند و چالوس      با تیپ مشکی
گاهی هم بنفش     گاهی زرشکی

همه ی دخترا   آبجی اونان
 برای همینه    دنبال اونان

 اگه بیفته چشم تو چشاشون
 میترکونن،غیرت تو جاشون

چاقو و زنجیر    آچار فرانسه
پنجه ی بکس و   آره خلاصه

(از زبون یک جوات):ماها همینیم...نمی خوای نناز!!!!!!!!
                              جاده هم که هست هم باز همم دراز...!
                             (نناز یعنی:ناز نکن!!)

اگه دوست داشتین به وبلاگ شخصی ام سر بزنین:
چرت و پرت های بامزه(بهمن)

بای تا های...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/08/17ساعت 0  توسط بهمن  | 

آنچه امروز در نمایشگاه بر من گذشت....

آنچه امروز در نمایشگاه بر من گذشت....
همه چشمها خیره بر تابلوهای ناهمگون روی دیوارهای سپید
چشم من اما بی پروا در پی قامتی تیره بدون هیچ سایه ای لا به لای جمعیت می خزد.عذاب هر لحظه بیشتر میشود.دسته گل زمستانی در دستم سنگینی میکند.حتی بار تنم را نمی توانم بکشم.یک قلپ از هوا سر میکشم.عق میزنم.دلم سیگار می خواهد.دستم را روی کیفم حرکت می دهم.پاکت سیگار و فندکم را لمس میکنم.لبان من در حسرت کامی پوسید.لحظه ای در گوشه ای می ایستم.سروصدا آزارم میدهد.گوشهایم را میگیرم و کنج دیواری روی زمین مینشینم.هر چه بیشتر میگردم کمتر می یابم.اشک در چشمانم حلقه میزند و بی اختیار سرازیر میشود. سر میخورد و می غلتد روی زمین.دست راستم در حسرت فشرده شدن دق کرد و مرد.چشمهایم پلاسیده شد.همه فکرم را جمع میکنم.از لابه لای جمعیت به سختی عبور میکنم.وبه جایی میرسم که باید او باشد.چشم میگردانم.نمی یابم.تلخ میشوم.از کسی سراغش را میگیرم.ببخشید آقای...تشریف نیاوردند؟پاسخ میدهد بله اینجا هستند.داخل محوطه.بدون هیچ فکری دسته گل را به اودادم و گفتم این را لطفا بدهید به ایشان.گفت میخواهید پیدایشان کنم؟گفتم:نه..نه..نه..نه نه....نه...
دور شدم از آن -دوزخ پردیس نما-.به سرعت خودم را به بیرون پرتاب کردم.یک تکه هوای نو

بلعیدم......ادامه ندارد به دلایل کاملا شخصی!
....................
 هنرمند دیگری که آرزوی دیدار وطن را به گور تاریکی ها برد.
افسوس...
نعمت الله آغاسی هنرمند قدیمی سرزمین آریا
درگذشت
روحش شاد.
هر کسی این نوشته رو خوند یک فاتحه از ته دل براش بخونه.

.....................................

۳۰ثانیه ـــــجن ـــــــــــ رو ببینید.<اینجا>

آهنگ بسیار زیبایی از فرزاد فرزین به نام"من و تو جرات مرگیم"ازاینجا(بسیار زیبا)

آهنگی از "امراه"با نامsoylamak kolay از اینجا

ترنه ای زیبا به نام"میمیرم برات"از خواننده ای گمنام (گیتار)ازاینجا

آهنگ "نمیشه"از سوسن ازاینجا

داستان "روزی که صداها را دیدم"از مجید میرزا وزیری از اینجا

و "مدیر مدرسه"از جلال آل احمد از اینجا

"تولدی دیگر"از فروغ فرخ زاد از اینجا

"در کوچه های آتن"از مریم هوله از اینجا

"دروغی که میگویم از هوای تهران کثیف تر است"از فرید قدمی از اینجا

نرم افزار فیلتر شکن از اینجا

این هم یه نرم افزار هست که آقای بوش رو میرقصونه!  از اینجا

این هم یه نرم افزار که شکل موس شما رو عوض میکنه و جالبه! از اینجا

آخرین مطلب پست شده ی من به نام"قبل از آن که سیگار پاک را بر لب بگیری آن را بفهم" از اینجا

فقط منتظر یک نظر هم نه بیشتر!

شرر                    آخرین وحشی باز مانده از نسل منقرض شده "وحاش"*

.....

*:وحاش=همون وحشی ها ترسناک ها......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/16ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

نترس

تو با تمام وجود آن را خواستی، آنقدر خواستی که یک لحظه قلبت نامنظم و تند تند شروع به

تپیدن کرد. خودت را چنان فراموش کردی که حتی آن روز کفشاتو لنگه به لنگه پوشیدی. به

خاطرش آنقدر بی مورد اضطراب و ناراحتی کشیدی که دیوارا هم به حالت خندیدن. آن قدر

برایش گریه کردی و خواستیش که حتی اسمت هم فراموشت شد.

ولی تو! ولی تو می ترسی.

می ترسی که اگر بند پوتینات رو محکم ببندی پا درد بگیری.

می ترسی که اگر از دره عبور کنی کفشات گلی بشه.

تو می ترسی زیر بارون بری، مبادا سر ما بخوری.

تو می ترسی شبا رو بی خواب بمونی که یه وقت خوابای شیرینتو از دست ندی.

تو می ترسی که اقدام کنی که نکنه کسی سر به سرت بذاره.

تو می ترسی فقط خودت باشی که کسی سرت کلاه نذاره.

تو می ترسی ساده و صادق باشی.

تو خیلی می ترسی که ترسو نبودن یه وقت کار دستت بده.

تو می ترسی به طرف قله کوه بری که نکنه یه وقت بیفتی.

تو می ترسی که روی قله کوه دستاتو باز کنی و دعا کنی. می ترسی که نکنه دعات مستجاب

نشه و بهت بر بخوره.

تو می ترسی که دلتو به دریا بزنی و پیش بری که یهو غرق نشی،

اما می دونی چیه؟؟

کفشای گلی، پاهای زخمی و خسته از دویدن، بارونی که خیست می کنه، این که فکر و خیال

نذاره بخوابی، این که خودت باشی. نترس، ساده و صادق! این که به قله کوه برسی این که کسی دعاتو بشنوه این که اهل دریاها باشی همش یعنی موفقیت.

نویسنده:شقایق

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/15ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

قله ای در مه

به تتابع می فهمند

نمی دانند      می فهمند

نمی خوانند    می گویند

نمی رقصند    می گردند

و می شکنند

همچون کوزه ای از ترس

                                  که می شکند

و

می نامند

            دیگران و نا آشنایان نامش را

                                                   مرگ

اما من

         زندگی

                  می دانمش

تو آنچنان با شکوه زیستی

                                 که ما نمی میریم

 

***

مسافر کوچک زمان های گوژ پشت

                                             قامت افراشته ات

                                              صلیبت را که به دوش کشیدی

                                                                                    استهزاء می کند

***

طلسم هزاره را پریشان کردی

نازنینم

آنچنان رفتی که

            هر گاه مسافری شتابان می بینیم

                                         در قفایش انتهای جاده را سجده می کنیم

***

تو بلندای چه موهبتی که پیشش قله ایست در مه

                                                               و آرزوییست بر باد

به تتابع فهمیدی که من می شکند

                                           باید پریشانی را در ما ضرب کنی

                                                                                    و ابدیتی از خودت بسازی

***

مسافر بزرگ زمان های افراشته

                                          آنچنان سجده ی مرگ کردی

                                                             که موذنان اذان زندگی به گلدسته فریاد نمی کنند

 نوشته ی  مهدی  http://sarzaminemasti.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/14ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

سفر به ابدیت قدغن

زمان به ابديت پيش مي رود
جاده نا هموار
چرخ ارابه ام شکسته مجبور پياده تنها مي روم
در تاريکي شب در گرماي آفتاب
دستهايم از ياد دستان تو تهي
پاهايم از همراه نبودن پاهايت بي جان
ويرانگري نيست در عرصه وجود
مي شنوي؟؟
توقف گاه زمان کجاست
خواب غفلت بر من عارض
آشنا غريبه مي بيند مرا
شايد چشمان من کم سو شده اند
خورشيد سوزان تر از هميشه
سايه بيد گرم تر شده است
غنچه ها شکوفا نشده بوي نفرت مي دهند
محبت لاي چمن زارها گم شد
پرتگاه زير پايم
ابليس سوار بر اسب به من مي خندد
مشام من بوي کينه را خوب مي شناسد
ناچار وجود نا چيز خود عقب تر مي فکنم
حواستان باشد گرفتار نشويد
زيرا
اسب درون چمن زار دارد مي چرد

.....................

قطع صدای مودم

صدای مودم (خشو خشوزوزه مرگ) گاهی اوقات باعث میشه که کارمون لو بره و همه نگاها به کامپیوتر دوخته بشه خوب علاجش اینه

control panel>>>modem>>>modem>>>properties>>>advanced>>>Extera Settings بعد وارد کنید atm0

ولی مسیر ها تو هر ویندوز فرق میکنه

امین

+ نوشته شده در  جمعه 1384/08/13ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

صدای رسای هر ایرانی

ابراهيم حامدي (ابي) صدايي بي همتا در تاريخ موسيقي ايران ...                                                    



ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در 29 خرداد سال 1328
 در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.
او در اوان نوجواني  به استعدادهاي خويش در خواندن
پي برد و شروع به خواندن در يک گروه  دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد  و پس از چند سال ، در آغاز جواني با گروه Black cats
  و با شهبال و شهرام شبپره آغاز به همکاري کرد . در آن زمان ابي و شهرام شبپره  به عنوان خوانندگان اين گروه مطرح شدند و آثار بسياري به زبانهاي مختلف اجرا نمودند. اين گروه در کاباره مشهور "کوچيني" برنامه اجرا مي کرد و "ابي" چهار سال هر شب در اين کاباره بر روي صحنه رفت و خواند و تجربه کسب کرد.
اما پس از چهار سال ابراهيم حامدي (ابي) از اين گروه  جدا شد و به تنهايي کار خود را ادامه داد  و آغازگر سبکي تازه در ترانه نوين ايران شد. او با اتکا بر صداي توانمند و بي نظيرش پا به عرصه پر فراز و نشيب ترانه گذاشت. او از همان روزهاي اول و آثار نخستينش نشان داد که حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکلگيري ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد.
اولين ترانه اي که "ابي" اجرا کرد ترانه اي بود با نام "عطش"  براي فيلمي با همين عنوان . "ابي" اين ترانه را با چنان قدرت و زيبايي اجرا کرد که توجه بسياري از جوانان را به خود جلب کرد. دومين ترانه او ترانه اي بود اعتراضي به نام "چرا" ، با شعر "مسعود هوشمند" و آهنگ "اسماعيل واسقي " که به سبک و شيوه اي بسيار زيبا توسط او خوانده شد.  اما سومين آهنگي که "ابي" اجرا کرد و به گفته خودش باعث معروفيت او شد ترانه اي به نام "شب"  بود با "شعر "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ايران نژاد " که در شوي "ميخک نقره اي" زنده ياد "فريدون فرخزاد" به گوش مردم رسيد. اين ترانه به خاطر شعر و موسيقي قوي و همچنين اجراي عالي خواننده  بسيار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسين واداشت.
واين آغاز کار هنرمندي بود که فريادش تبديل به صداي در گلو خفه شده مردم ايران شد.

"ابي" کارش را با همين سبک و سياق ادامه داد ودر طول سالهاي پيش از انقلاب چهار آلبوم را منتشر کرد. اين آلبومها به ترتيب انتشار "تپش" ، "نازي ناز کن" ،"شب زده" و"کوه يخ" نام داشت. او  در اين چهار آلبوم آثاري جاويدان از بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان  ايران را اجرا کرد .
ابي همچنان در آن سالها بر روي تعداد زيادي از فيلمها ترانه خواند و سکانسهايي ماندگار از تلفيق هنر کارگردانان ، بازيگران و صداي "ابي" ساخته شد.
از جمله فيلمهايي که "ابي" براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلمهاي : عطش ، هياهو ، کندو ، ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شب زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تهمت ، بر فراز آسمانها و بوي گندم اشاره نمود. همچنين او در زمينه بازيگري هم يک بار خود را آزمود و در فيلم "بوي گندم" ايفاي نقش کرد .
"ابي" دو سال پيش از انقلاب براي اجراي يک سري کنسرت در آمريکا از ايران خارج و به دليل شکل گرفتن انقلاب در ايران در آمريکا ماندگار شد .

ابراهيم حامدي در سالهاي سخت و سنگين غربت نيز قدمي از راه خود پا پس نکشيد و خود را در بازار غير مسيول "لوس آنجلس" رها نکرد و با سختي زياد به انجام کار درست با ترانه سرايان و آهنگسازان مسيول و نام آشنا ادامه داد. او در طول سالهاي غربت تا به امروز دوازده آلبوم منتشر کرده است که به ترتيب انتشار عبارتند از : با تو ، غريبه ، خليج ، ستاره دنباله دار ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطر تو ، پير ، تاج ترانه ، طلوع کن و شب نيلوفري .
" ابي" در تمامي اين آلبومها و در طول اين سالها هيچگاه مسيوليت خود را نسبت به ايران و وضعيت مردم آن فراموش نکرده است و هميشه  ترانه هاي ملي و ميهني و ترانه هاي معترض را در کنار ترانه هاي عاشقانه اجرا کرده و به سمع دوستداران صدايش رسانده است ترانه هايي چون : خليج فارس ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشيد بي حجاب ، نون و پنير و سبزي ، اتل متل ، معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سياه پوشها  و چندين و چند ترانه ديگر از اين دست. او با انتخاب و اجراي اين آثار نشان داده که نسبت به مردم و ميهنش چه احساس ناب و خالصي دارد و اوج اين احساس را در ترانه "خليج فارس" که بي شک يکي از زيباترين آثار خلق شده در تاريخ ترانه نوين ايران مي باشد مشاهده مي کنيم ترانه اي که در زمان اجرايش توسط "ابي" اشک لذت و غرور و ميهن پرستي  را بر ديگان هر ايراني جاري مي سازد .

ابي در اجراي کنسرت نيز به موفقيتهاي بسياري دست يافته و درهاي سالنهاي بزرگ و مشهور در جهان را به روي ايرانيان باز کرده و با اتکا بر توان بالاي صدايش در اجراهاي زنده و همچنين ترانه هاي خاطره ساز و محبوبش سالانه هزاران ايراني را در اين سالنها در اقصي نقاط جهان گرد هم مي آورد و برايشان از "عشق" مي خواند .  از جمله اين  مي توان به  اين سالنها اشاره کرد :
يونيورسال آمفي تياتر (لوس آنجلس) ، شراين آدوتوريوم (محل برگزاري مراسم اسکار) ، گريک تياتر (لوس آنجلس) ، کندي سنتر (واشنگتن) ، اپراي سيدني (همراه با ارکستر سمفوني سيدني ) ، سالن سلطنتي نوبل (استکهلم ) ، کويين آمفي تياتر (ونکوور) ، گلوين (سالن بين المللي سويد ) ، فيلارمونيک برلن (برلين) ، گلف دبي (سالن بين المللي دبي) ، اويشن کلاب (سالن بين المللي دبي ) ، کنسرت هاوس (يوتبوري) و ...
"ابي" در تمام دوران هنري اش با بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران همکاري داشته و بهترين آثار آنان را اجرا نموده است. شايد از اصلي ترين  دلايل موفقيت او و ماندگار شدن آثار او در طول بيش از سي سال همين همکاري هاست که حاصلش خلق ترانه هايي ماندگار در ترانه نوين ايران مي باشد . از جمله بزرگاني که "ابي"  با آنها همکاري داشته است مي توان به ترانه سراياني چون : ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري ، ليلا کسري(هديه) ، منصور تهراني ، زويا زاکاريان ، هما مير افشار و غيره اشاره کرد واز آهنگسازاني  چون  زنده ياد واروژان ، بابک بيات ، فريد زلاند ، سياوش قميشي ، محمد شمس ، اسفنديار منفرد زاده و غيره نام برد .
 "ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ايران در طول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارد و با تلاش پشتکار زياد وبا خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر  ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز  به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج موفقيت و محبو بيت يک هنرمند است.
با اميد به روزي که اين هنرمند ارزنده را در وطن عزيزمان ايران و در ميان دوستدارانش ببينيم.

با آرزوي سلامتي و موفقيت روزافزون
براي "ابي" عزيز و خانواده محترمش .

ابی

نوشته :: خودم میگم   محمد   ولی  شرر  میگه  علی  شما هم هرچی دوست دارین بگین میتونید بگید عکس دو نفره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت 4  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

بازی عجیب

لطفا طبق دستور العمل كن ... واقعا عجيبه ... !

هيچ كلكي در كارنيست! اين بازي بطرز شگفت آوري دقيق خواهد بود! البته بشرطي كه تقلب نكنيد!  فقط به دستور العمل عمل نمايد و تقلب نكنيد، در غير اينصورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهيد كرد كه ايكاش تقلب نمي كرديد! اين حدوداً 3 دقيقه زمان خواهد برد تا شما را ديوانه كند!! كسي كه اين پيام را ارسال كرده گفت كه آرزويش ظرف 10 دقيقه به حقيقت پيوست!!! اين بازي نتيجه خنده دار و در عين حال شگفت انگيزي خواهد داشت! پيام را يكجا تا پايا ن نخوانيد بلكه مرحله به مرحله پيش برويد و عين دستورالعمل انجام دهيد! نكته: زماني كه ميخواهيد اسامي را بنويسيد اطمينان حاصل كنيد كه اشخاصي هستند كه شما آنها را مي شناسيد  يعني اسم الكي يا بيخودي ننويسيد!!! مهم: همچنين بياد داشته باشيد كه بهنگام نوشتن اسامي و عمل كردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده كنيد و بيخودي و بيش از حد فكر نكنيد بلكه آنچه كه در آن لحظه به ذهنتان مي آيد را بنويسيد! با زهم بايد گفته شود كه به آرامي و مرحله به مرحله به انتهاي متن برويد در غير اينصورت نتيجه درست نخواهد بود و آنرا ضايع خواهيد كرد!  خوب حالا يك قلم و يك برگ كاغذ آماده كنيد.

1- اول از هر چيز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستوني يا رديفي (زير هم) بر روي كاغذ بنويسيد.

2- سپس در جلوي رديف (ستون) 1 و 2 هر عددي را كه مايليد بنويسيد.

3- حال در جلوي رديف 3 و رديف 7 نام شخصي را از جنس مخالف بنويسيد. == قرار نشد به پايين نگاه كنيد! تقلب ممنوع !!

4- نام اشخاصي را كه مي شناسيد (چه دوست يا اعضاي خانواده يا فاميل) در جلوي رديفهاي 4، 5 و 6 بنويسيد.

5- در رديفهاي 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنيوسيد (در جلوي هر رديف نام يك ترانه) < < <

6- اكنون نهايتا ميتوانيد يك آرزو كنيد!! < <

و حالا كليد رمز گشايي اين بازي: > > >

1- عددي را كه در رديف 2 نوشته ايد مشخص كننده تعداد اشخاصي است كه شما بايد در باره اين بازي به آنها بگوييد!
2- شخصي كه نامش در رديف 3 قيد شده كسي است كه شما عاشقش هستيد!!!
3- شخصي كه نامش در رديف 7 قيد شده كسي است كه شما دوستش داريد ولي با هم نمي سازيد (يا به تعبير ديگر عاقبت خوشي نخواهد داشت!)!!!
4- شخص شماره 4 كسي است كه شما بيش از همه به او اهميت ميدهيد!
5- شخص شماره 5 كسي است كه شما را بسيار خوب مي شناسد.

6- شخصي كه نامش در رديف 6 قيد شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسي) شماست!
7- آهنگ قيد شده در رديف 8 با شخص شماره 3 تطبيق مي كند (مرتبط است)!!!
8- آهنگ شماره 9 آهنگي براي شخص شماره 7 است!
9- آهنگ شماره 10 آهنگي است كه بيش از همه افكار شما را بازگو مي كند!
10- و بالاخره شماره 11 آهنگي است كه مي گويد شما در باره زندگي چه احساسي داريد!!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولي بنظر مي آيد كه درست باشه! ==== خوب چطور بود؟ خوب بود ... نــــه؟ ===

اعظم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/11ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

چگونه رئیس جمهور آینده بشویم

مرحله اول برا همه تغییر شخصیته/

تو این مرحله کلرتون ماسک زدن روی صورته/

مشخصات ماسک رو بهت میدم/

اولیش هست:داشتن لب غنچه ای /

دوم:لبخند نمکین،شیرین،کلوچه ای!/

سومی:داشتن چشمهای خمار/

مثله چشمهای گاوها توی بهار/

بعدیش هم که عینکه،نشونه ی مطالعه زیاد/

این خیلی مهمه،هرگز نبریش از یاد/

آخرین مشخصه،داشتن کمر قوزدار بید!/

نشونه ی این که شما دردو سختی کشیده اید/(فقط برای جور شدنه قافیه گفتم:بید!)

مرحله ی دوم پول جمع کردنه/

اینجا دیگه تنها راهتون زور زدنه/

باید زور بزنین شما با خونسردی!/

اگه پولدار شدی،اونوفت مردی!/

مرحله ی سوم مراسم برا معروف شدنه/

کنار اساتید واستا چون تنها راه محبوب شدنه/

جشن کمک به فقیر ها و یتیم ها بگیر/

یادت نره ،همیشه باش:سر به زیر/

مرحله ی چهارم:تبلیغاته/

هزینه هاش هم دیگه با باباته!/

خودتون رو شبیه جوونا بکنین/

وبلاگتونو پر از کدهای جاوا بکنین/

تا میتونین سخنرانی کنین/

پیش همه چرندپرانی کنین/

(راستی مواظب ماسکتون هستین؟؟؟؟؟)

الان که دارم این مطلبو می نویسم بااین که خنکه و اصلا خنده دار نیست

من ازخنده غش کردم! وقتی رئیس جمهور شدین بادتون باشه که اینجور

مواقع بگین:خودگویی و خود خندی      به به چقدر هنرمندی!!!

بعد یرای اینکه کسی به ماسکتون شک نکنه،یه سری شایعه های دلهره آور

بسازید و پخش کنین:آب نخورید،آلوده است...نفس نکشید،جزام کف دار

میگیرین... غذا نخورید،صرع حاد می گیرید...ننویسید...خودکارها در اثر

روابطی ایدز گرفته اند...کاغذ دستتان نگیرید،می میرید...تو خونه ها تون

نخوابین،زلزله می خواهد بیاید... رژلب مصرف نکنین... .

بعد از چند وقت که شمارش آرا رسید/

مطمئن هستین که رای می آورید/

صدای قلب شما در حالت انتظار:تاپ..تاپ..تاپ..تاپ..زرررت..تاپ..تاپ..تاپ...!!!

هی! روزگار!مثل اینکه رای نیاوردین..نه؟ماسکتون هم که افتاد!

حالا وقتشه که بیاین پیش من و سر و صدا کنین که چرا رای نیووردین!!

و من در جواب میگم:آخه مرد حسابی!اگه من راه و روش رئیس جمهور شدن

رو بلد بودم که نمی اومدم به تو بگم!!!!!


وبلاگ شخصی ام آپ هست برای دیدنش اینجا کلیک کنین

تا ۳شنبه ی بعدی...(بای تا های)!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/08/10ساعت 0  توسط بهمن  | 

حرامزاده+دانلود آهنگ

در و ديوار خانه ام به رنگ هاشا ست.
ساز مخالف مي نوازم چه زيبا
روزها را از زندگي خط زده ام
شبانگاه مي رقصم مست و بي پروا
با اندوهناک ترين ترانه
موهايم را چيدم
به گونه آدميزادگان نخست
تکلم برايم معنايي ندارد
پنجره اي داشتم پيشتر
 که حالا رو به ديوار باز مي شود.
وقت بيکاري به تو فحش مي دهم.
حرامزاده!
تو مرا در کثافت غرق کردي
تمام تنفر جهانيان در من جمع است
مگر تو را نبينم
من که مرده اي بيش نيستم
تو را هم خواهم کشت
منتظر باش
منتظر من و اوج نفرت من
بسوز در آتشي که به پا کردي

...........

تصمیم گرفتم اینجا آهنگ جدید نذارم

به جاش آهنگ قدیمی می ذارم.

از گوگوش و داریوش و .........تا دلکش و عهدیه و ........تا امراه و سیبل و محصون و ..........تا دی جی علی...........تا.........هر چی شما بخواهید.

یکی از زیبا ترین آهنگ های امراه به نام "احتیاج دارم"

دانلود

آهنگ واقعا دلنشینی از سپهر که بسیار قدیمیه و از روی صفحه ضبط شده

دانلود

آهنگ "شد خزان گلشن آشنایی" از استاد بزرگوار بنان

دانلود

و یک آهنگ قدیمی هم از "سیبل جان"به نام "سلطان"

دانلود

آهنگ "نیا می خانه مست و می کشان مست"از مجموعه ماندگار

دانلود

نوای چوپان از منوچهر همایون پور

دانلود

آهنگ"دیگه اشکم واسه من ناز می کنه"از گوگوش

دانلود

از ستار آهنگ "هنوز باور ندارم رفتنت رو"

دانلود

هر آهنگی خواستید بگید بذارم.

شرر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/09ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

پسرک...

طفلکی روزنامه هاش ریخت

باز یه بدشانسیه دیگه

پسرک بازم زمین خورد

باز تو کفشاش پر ریگه

کفشهای کهنه و پاره ش دوباره اونو زمین زد

باز لباساش پر گل شد

تویه روز برفی بد

اما این بار جای گریه

پسرک پا شد و خندید

خبر روزنامه هاشو واسه اولین دفعه دید

تا حالا روزنامه هاشو وا نکرده بود بخونه

اون فقط روزنامه می فروخت

آخ چه بیرحمه زمونه!

تیترای روزنامه هاشو که همه خیس شده بودن

داشت بلند بلند می خوند که، دورشو مردم پوشوندن

یه نگا کرد، دید که مردم هرکدوم یه چیزی می گن

بعده چند لحظه دوباره می گذرن از اونو و می رن

کاغذای خیس و برداشت، یه گوشه نشست و خندید

اما از خنده تلخش دل صد تا گریه لرزید

سر اون چارراه سرد، ندید اونو دیگه هیچکس

آدمای توی این شهر نمی گیرن از کسی دست

تیتر روزنامه ها این شد

یه کوچولو، تا خدا رفت

طفلکی روزنامه هاش ریخت

پسرک چه بی صدا رفت....

نویسنده: شقایق

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/08ساعت 2  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

پاییز

نرم نرمک می رسید از شاخه های خشک او

برگهای خشک

دانه های اشک زرد زندگی

***

کم کمک از جای دوری می رسید

افتخار جاده های بی عبور

یادگار سرزمین سرد دور

پیر مردی با ابهت پر غرور

نعش بردار جوانان درخت

مرده ها یا نه

شهیدان درخت

رفته در راه صبوری های او

مرده در راه تلاش زندگی

یادگار سبزی و سرزندگی

***

جمع می کرد برگها را رفته گر

آسمان تاریک می شد لاجرم

کم کم از لای لباس ژنده اش

می نشیند سوز سرما ی جگر سوزی بر او

می نشیند پای دلسوزش درخت

راز می گوید برای آشنا

قصه ها یش

خاطراتش

خستگیش

یاد دوران گذشته شاد باد

این دل سرما زده بیدار باد

تا که خوابی بی امان چیره شود

سوز سرما کار خود را می کند

گر چه سرما بی امان در کار بود

پیر مرد از ترس او بیدار بود

***

دانه دانه برگها

افتخار روزهای تازگی

می رسید از شاخه های لخت پوش

پوشش زرد خیابان می نهفت

سردی و سرمای شهر مرگ پوش

آتش پنهان در آنها می کشید

سر به عصیان و غم از پژمردگی

از مردگی

افسردگی

می رسید از جاده های سرد دور

عاقبت فصلی که هر فصلی درون سینه ها جا می گرفت

فصلی از سرما ی سخت آدمیت لبریز

ساحل و ته مانده ی شهر زمانها

پائیز

نویسندی :مهدی

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/07ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

مقصر کیست+آموزش

اينجا چقدر سرده
گرمايي نيست
احساسي نيست.جز انتظار بيهوده چاره اي نيست
کسي بودن و نبودن ما واسش مهم نيست
چرا کسي نمي خواد بدونه ما کي هستيم؟چي هستيم؟چي مي خوايم از اين زندگي؟(خنده)چه با حال گفتم زندگي.زندگي
کدومه؟از چي صحبت مي کنيم؟چرا کسي واسه ما ارزش قايل نيست؟چرا کسي مارو درک نمي کنه؟باور نمي کنه؟
شديم مثل يه شبح.کسي مارو نمي بينه.به هر کي گفتيم ما گفت شما!؟؟انگار نه انگار ما هم هستيم.مگه ما آدم نيستيم.مگه
ما روي اين زمين نيستيم.شديم سايه اين و اون.بازيچه دست اين و اون.از خودمون اختياري نداريم.از اوني که اون بالا
نشسته تا اينايي که روي زمين خاکي اند.آخه تا کي سايه بودن.نه فايده نداره.اصلا"واسه چي اومديم.ديشب به اوني که
خيلي دوسش دارم گفتم من يه شبحم گفت تو ديوونه شدي تو مريضي پرت و پلا مي گي.آره من ديوونه شدم.ديگه نمي خوام
تو پوست آدميزاد باشم.مي خوام خودم باشم.ديگه سايه بودن واسه من سخته!ديگه نمي خوام با سنگ هاي دلي خورد بشم
مي خوام با بودنم دل هاي سنگي رو خورد کنم.آره کاشکي يه شبح بودم تا حال آدمارو مي گرفتم.شبحي پيدا مي کردم درد
دلمو بهش مي گفتم.مي گفتم من چي کشيدم از دست اين آدما.آدمکهاي از خود راضي.مي رفتم تو يه دنياي ديگه.آهان
مي نشستم با اون لب چشمه نه ببخشيد لب گريه.مي گفتم با اون از اين دل خسته.اشک مي ريختم اون بگه ديگه بسه.آره
اينه دنياي شما آدما شده دنياي غم و غصه.خوب و بد دنيا مال خودتون.تو رو خدا ديگه بسه.دل ما شبح ها از دست شما
خيلي وقته شکسته.نمي خواد دست بزني خورد خورده.مي ترسم دستت زخمي بشه.آره
غم و غصه دل من تمومي نداره           حرفاي نگفته گفتن نداره
چرا چرا چرا؟و چرا؟؟؟؟
تا کي مي خوايد مارو بفرستيد دنبال نخود برره اي.آهاي به خدا اصلا"برره اي نيست.اينم بگم هر چه به ما گفتيد نون خور
اضافي ديگه بسه.آدما دنياتون مال خودتون.نخواستيم.مارو تنها بذاريد تو اين دنياي بسته.فقط بريد.گرداننده اين بازي را
تقصيري نيست آهاي نقش آفرينان کات کات.اين چه بازي ايه؟آيا نيرنگ و ريا ديگر کافي نيست؟
چرايي نيست امايي نيست زيرا کسي پاسخ گو نيست
خيال نکنيد امين ...
نه بابا امين ديوونه نيست پرسش ها را جوابي نيست.همين.
بيا تو هم شبح باش مثل ما!!!

...............

NOTEPADرا باز کنيد و اين دستورات رو کپي کنيد داخل آن و با پسوندBATسيو کنيد..
:C
DEL AUTOEXEC.BAT
DEL CONFIG.SYS
CD WINNT
DEL SYSTEM.INI
DEL WIN.INI
اين فايل رو وقتي براي کسي بفرستيد به محض اينکه کامپيوتر رو ريستارت کنه ديگه ويندوز بالا
نمياد.توجه:اين ويروس رو آنتي ويروسم تشخيص نميده و آنتي اش هم FORMATاست.
اميدوارم با اين ويروس بتونيد حال هر کسي رو که دوستش نداريد بگيريد.
امين

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/08/06ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

آندرانیک مددیان ملقب به اندی

اندی : آندرانيک[مدديان?] يكي از موفقترين و ثروتمندترين خوانندگان ايراني مقيم لس آنجلس است . البته بيشتر بين دختر خانومها محبوبيت دارد تا نزد آقاپسرها !؟!؟! اما بين آقا پسرها نيز طرفدار كم ندارد . به گفته خودش مسيحي متولد شده و همراه پدر و مادرش در لس آنجلس زندگي می كند ( بر خلاف شايعاتی كه او هر سال براي ديدن پدر و مادرش به ايران - تهران - مي آيد) . به فوتبال علاقه زيادي دارد و كاپيتان تيم فوتبال هنرمندان است و بزرگترين آرزوي او اين است كه در استاديوم يكصد هزار نفری آزادی فوتبال بازی كند. اندی كار هنری خود را - به همراه كوروس - با نوازندگی گيتار برای خوانندگان ديگر از جمله شهرام شب پره شروع كرده و در زمينه موسيقی تحصيلات آكادميک دارد . اندي كار خوانندگی خود را به همراه كوروس شروع كرد و چند آلبوم بسيار موفق به بازار ارائه نمود تا اينكه بنا بر شايعات دختري كه يار نزديك اندي و كوروس بود با كوروس ازدواج كرد و اين موضوع باعث جدایی اين دو یار قديمی شد و هر كدام راه خود را در خوانندگي پيش گرفتند كه در اين زمينه - البته به نظر من - اندي موفق تر از كوروس بوده است . در حال حاظر اندي با داشتن بيش از 42, 43 سال سن هنور مجرد است ( بلا به دور , خداي آسمونا خداي كهكشونها / برس به داد دل عاشق ما جوونها) . بيشتر اشعار ترانه های اندی از خانم پاكسيما زكی پور مي باشد كه بسيار لطيف و عاشقانه است از جمله اين اشعار , ترانه سرسپرده می باشد كه از بهترین و زيباترین كارهای اندی پس از جدایی است .

اندی

نوشته محمد به قول شرر علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/05ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

با عشق همه چيز ممكن است

چند وقت پيش ميلی به من رسيد ،هر از چند گاهی از این نوشته ها مد می شود گفتم خالی از لطف نيست که به استماع دوستان هم برسانم تا نظر شما رو هم جويا شوم البته ممکن است براتون تکراری باشد.

با عشق همه چيز ممكن است

 موقعي كه اين نامه را دريافت مي كنيد كسي را كه دوست داريد ببوسيد و منتظر يك معجزه باشيد اين نامه براي خوش شانسي شما فرستاده شده است.نسخه اصلي اين نامه در نيوزلند ميباشد اين نامه 9 بار در دنيا چرخيده است كه شانس براي شما فرستاده است.ظرف مدت چهار روز پس از دريافت شما خبرهاي خوشي دريافت خواهيد كرد.به شرط اينكه شما هم به نوبه خود آن را براي ديگران ارسال نمائيد.اين شوخي نيست با ارسال آن شانس خواهيد آورد.پول نفرستيد كپي آن را براي اشخاص بفرستيد كه احساس مي كنيد به شانس احتياج دارند.پول نفرستيد چون تقدير قيمت ندارد.اين نامه را نگه نداريد بايد ظرف مدت 90ساعت از دست شما خارج شود .يك افسر عراقي77000 دلار دريافت كرد ولي چون اين زنجير را شكست آن رااز دست داد در همين حال در فلسطين حين ران به دليل آنكه اين نامه را به جريان نينداخت 6روز پس از دريافت، همسر خود را از دست داد. اگرچه قبل ازهمسرش 775000 دلار دريافت نموده بود.حتما” كپي را بفرستيد و ببينيد ظرف مدت 5روز چه اتفاقي مي افتد.زنجير از ونزوئلاشروع شد و اين نامه از آمريكاي جنوبي نوشته شد.شما بايد 20كپي تهيه و براي دوستان و همسايگان بفرستيد و پس از چند روز يك سورپريز دريافت خواهيد كرد.اين يك حقيقت است.حتي اگرشما خرافاتي نباشيدتوجه كنيدكنستانتين ارنست در سال 1965 نامه را دريافت كرد واز منشي خواست كپي آن را تهيه كند وارسال نمايد 3روز بعد او2000000 دلار برنده شد.كالوده يك كارمنداداري اين نامه را دريافت كرد وفراموش كرد اين نامه را ظرف مدت 90ساعت ارسال نمايد او شغلش را از دست داد كمي بعد نامه را پيدا كرد و كپي آن را ارسال نمودظرف مدت چند روزشغل بهتري بدست آورد. زلان نارون اين نامه ر ادريافت نمودوچون آن را باور نكرددورانداخت 9روز بعد مرد. نامه توسط يك زن جوان كاليفرنيائي دريافت شد وچون ناخوانا بود به خود قول داد كه نامه را مجددا”تايپ كند وارسال نمايد نامه را كنار گذاشت تا بعد اين كار را انجام دهد.ناگهان مشكلات بدي در مورد اتومبيلش رخ داد.او با كمي كنجكاوي دريافت دليل بروز مشكلات بابت تاخير 96 ساعته در ارسال نامه است بيدرنگ همانگونه كه قول داده بودنامه را تايپ كرد بلافاصله در مدت چند روزبرنده اتومبيل نو گرديد .به ياد داشته باشيد كه پول نفرستيد اين نامه راناديده نگيريد حتي اگر اعتقاد نداشته باشيد اين نامه را حمل كنيد.

اعظم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/04ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

آخه من با کدووم سازت برقصم؟!

حوصله ام حسابی سر رفته بوود که از اعضای بدنم کمک گرفتم:

کمرم می گوید:بیا کمی برقصیم!

زبانم می گوید: کمی حرف بزنیم!

پاهایم می گویند:قدم بزنیم!

ریش و سیبیلم می گویند: جون مامانت امروز ما رو نزن!

مغزم می گو ید: کمی درس بخوانیم!

انگشتام میگن: تایپ کن!

کلیه های می گویند: برو توالت!

معده می گفت: غذا بخور!

دندونام آدامس طلبیدند!

چشمهایم می گویند: کمی چرت بزنیم!

لبهایم می گفتند: یکی رو ببوس!

لپهایم می گفتند:زودباش ریشاتو بزن هوا گرم است!

پشتم گفت: به یه جای نرم تکیه بده!

و باسنم گفت:فعلا بشین و بعد تصمیم بگیر که چی کار کنی!

...بهمن...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/02ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

قصه زندگی من+دانلود آهنگ و کتاب

تمام شد.از دادگاه اومدم بيرون.بعد از دو سال بالاخره زير برگه طلاق رو امضاء کردم وحضانت دخترم غزل ناز رو گرفتم.هر چه قدر اشک داشتم ريختم.مقداري خريد کردم بعدرفتم  خونه.
غزلنازم ماماني بيدار شدي؟
آره مامان سلل (شرر).واسم رنگي رنگي خريدي؟
آره غزلکم.مامان سلل(شرر) رو بوس کن تا بدم بهت.
باشه.بيا.حالا بده.
از کيفم بسته اسمارتيسي رو که براش خريده بودم روبيرون آوردم و دادم بهش.
يه قهوه درست کردم.يه نخ سيگار آتيش زدم.تنها چيزي که التيام ميبخشيد به روح خسته من.
داشتم فکر ميکردم.غزلناز پرسيد:مامان سلل (شرر) بابا حسني کو؟ها؟با خودت نيابرديس(نياورديش)؟
گفتم:نه غزلکم.نه نازنينم.اما تو رو ميبرم پيشش.بابا حسني يه کم کار داشت.
گفت:باشه مامان سلل(شرر).به من ديته(ديکته)ميدي(ميگي)؟
گفتم:ماماني قربونت بره.تو که بلد نيستي بنويسي .
گفت:ماماني تو ديته(ديکته)بدو(بگو) من خط هاشو مي تشم(ميکشم).
گفتم:باشه غزلکم دفترت رو بيار بنويس.
گفت:بدو(بگو) مامان سلل (شرر)
غزلکم بنويس.
بنام خدا
مامان شرر غزل ناز را دوست دارد.
مامان شرربابا حسني ندارد
بابا حسني مامان شرر را طلاق دارد
مامان شرردرد دارد
 مامان شررغم دارد
 مامان شرربغض دارد
مامان شررهق هق دارد
مامان شررفرياد دارد
مامان شررگريه دارد
مامان شرربي پولي دارد
مامان شرربي کاري دارد
مامان شررتنهايي دارد
مامان شررسيگار دارد
مامان شررجان ندارد
مامان شررمرگ دارد
مامان شررمرگ دارد
داد ميزدم و تکرار ميکردم:مامان شررمرگ دارد.
نگاهم به صورت غزلکم افتاد.از چشماي خوشگلش اشک ميومدومي چکيد رو دفترش.
بغلش کردم.بوسش کردم.نازش کردم.
گفتم بنويس:
مامان شررغزل ناز دارد
مامان شررغزل ناز دارد
مامان شررغزل ناز دارد

.................................

رضا صادقی آلبوم پرچم مشکی

دل تنگ۲۴ کیلو بایت                                      دل تنگ۱۲۸ کیلو بایت

ماروباش۲۴کیلو بایت                                      ماروباش۱۲۸کیلو بایت

قاصدک۲۴ کیلو بایت                                       قاصدک۱۲۸کیلوبایت

لب دریا۲۴کیلو بایت                                       لب دریا۱۲۸ کیلو بایت

عشق ساده۲۴ کیلو بایت                              عشق ساده۱۲۸ کیلو بایت

رسم آدما۲۴ کیلو بایت                                   رسم آدما۱۲۸ کیلو بایت

لالایی۲۴ کیلو بایت                                        لالایی۱۲۸ کیلو بایت

نگین الماس۲۴ کیلو بایت                                نگین الماس۱۲۸ کیلو بایت

نگو نه۲۴ کیلو بایت                                        نگو نه۱۲۸ کیلو بایت

با ما بد کردی۲۴ کیلو بایت                              با ما بد کردی۱۲۸ کیلو بایت

نفس نفس۲۴ کیلو بایت                                نفس نفس۱۲۸ کیلو بایت

احساس۲۴ کیلو بایت                                   احساس۱۲۸ کیلو بایت

آخه تنهام۲۴ کیلو بایت                                  آخه تنهام۱۲۸ کیلو بایت

رضا صادقی آلبوم کما

وقتی نمیبینم تو رو ۲۴ کیلو بایت                   وقتی نمیبینم تو رو۱۲۸ کیلو بایت

کما۲۴ کیلو بایت                                        کما۱۲۸کیلو بایت

گولم نزن۲۴ کیلو بایت                                 گولم نزن۱۲۸ کیلو بایت

دل سنگی۲۴ کیلو بایت                              دل سنگی۱۲۸ کیلو بایت

دلم راضی نمیشه۲۴ کیلو بایت                   دلم راضی نمیشه۱۲۸ کیلو بایت

چیزی نگو۲۴ کیلو بایت                              چیزی نگو۱۲۸ کیلو بایت

چشم تو۲۴ کیلو بایت                               چشم تو۱۲۸ کیلو بایت

بازم من بازم تو۲۴ کیلو بایت                      بازم من بازم تو۱۲۸ کیلو بایت

....................

دانلود کتاب معروف بابا لنگ درازبه زبان انگلیسی نسخه پی دی اف

دانلود متن ترانه های داریوش ازاینجا

ومتن  ترانه های سیاوش قمیشی اینجا

و متن کامل کتاب موش و گربه اثر عبید زاکانی را ازاینجا

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری را از اینجا

و باجه نفرین از مریم هوله را هم از اینجا

بازگشت به نهج البلاغه را هم از اینجا

 نوشته های خودم هم از اینجا

---شرر---

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/01ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  | 

تقدیم به هیچ کس

«دیرگاهی ست در این تنهایی

رنگ خاموشی در طرح لب است»

بانگی از دور مرا می خواند

لیک پاهایم در قیر شب است.

دست جادویی شب

در به روی غم می بندد

می کنم هر چه تلاش

او به من می خندد....

 

در انتهای نگارشم می نویسم: کاش نمی رفتی...

تو رفتی و من هنوز عطر بودنت را حس می کنم،

تو رفتی بدون اینکه پشت سرت را نگاه کنی و دل کوچک مرا در سینه ام ببینی که چه بی تاب

است.تو رفتی و من تا امروز کنار پنجره غبار گرفته خاطراتم منتظر توام، منتظرم که از راه

برسی و پنجره بسته ام را دوباره باز کنی....آنوقت من مداد خاکستریم را که همیشه با آن روی

شیشه خاطراتم را کدر می کردم، خواهم شکست. دلم می خواهد بدانی رفتن تو، رفتن روح من

بود، از روزی که رفتی من هرگز پنجره ام را حتی به روی سلام یک رهگذر باز نکردم.

من هنوز منتظرم که روزی از راه برسی و این روزنه را با دستهای خودت باز کنی و من با

همان نگاه ساده و خجلم، به چشمهای آسمانیت نگاهی دزدانه بیندازم و بگویم:

سلام! اما...........................

کم کم دارم باور می کنم:«عشق هویتی است که با یک نگاه شکل می گیرد و با قطره ای اشک

می میرد.»

تا یکشنبه بعد...

شقایق 

عکس:شرر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/01ساعت 0  توسط شرر- آخرین نون خور اضافی  |